محمد حسن خان اعتماد السلطنه

663

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

شمس العماره ( ص 84 - ص 54 چاپ اول ) يعنى عمارت خورشيد كه امروز به فلاكت افتاده و اندراس يافته است . در سال 1284 تمام شد و شرحى از آن در كتاب « زندگانى خصوصى ناصر الدين شاه » هست . قصر محمديه و قصر صاحبقرانيه ( ص 84 - ص 55 چاپ اول ) اين قصر غير از قصر محمديه است . قصر محمديه را هم محمد شاه ساخت ، ولى هنوز تمام نشده در آن سكنى گرفت و در آنجا درگذشت . ازاين‌رو به فال بد گرفته شد و مدتى متروك ماند و رو به خرابى رفت ( تاريخ تبريز چاپ اول ص 188 ) . ميرزا محمد حسين اديب اصفهانى ( ذكاء الملك ) ( ص 85 س 10 - ص 55 چاپ اول ) پسر آقا محمد مهدى ارباب اصفهانى از بازرگانان باسواد اصفهان ، در جوانى چندى به كار دادوستد پرداخت ولى پيشرفتى حاصل ننمود و براى كسب‌وكار مدتى در بندر لنگه و جهرم و فسا و يزد اقامت داشت و از يزد به كرمان رفت و در دستگاه محمد اسمعيل خان نورى وكيل الملك داخل شد و پس از چند سال اقامت در كرمان عازم عتبات گشت و چندگاهى در كربلا و نجف بود و در بازگشت در كرمانشاه توقف نمود و آنگاه به طهران آمد و در دستگاه محمد حسن خان اعتماد السلطنه وارد شد و چون خوش‌ذوق بود و تحصيلات خوبى هم داشت در پيشرفت كار دستگاه او مؤثر بود و از اين گذشته مردى بردبار بود كه مىتوانست با اعتماد السلطنه زندگى كند و در سفر و حضر انيس و جليس او باشد . در اواخر سال 1300 ، شاه با حقوق صد تومان براى او كه ظاهرا ساليانه بوده است موافقت كرده است و در رجب 1308 مستوفى دوم ( يعنى درجهء دو ) شده است . ميرزا محمد حسين شاعر نيز بود و تخلص خود را در ابتدا « اديب » قرار داده بود و در 1291 شاه او را « فروغى » لقب نهاد ، چه او در جشن درختكارى عشرت آباد كه شاه نيز خود يكى دو درخت كاشته بود قصيده‌اى سرود و شاه را خوش آمد . در جريان شهرت يافتن ملكم ، فروغى نيز متمايل به او گشت و ازاين‌رو تحت تعقيب قرار گرفت و خانه‌اش را تفتيش كردند و او با لباس مبدل به اصطبل امين السلطان پناهنده گشت . امين السلطان بزرگى كرده او را به احترام نزد خود خواند و پيش شاه از او وساطت كرد و شاه او را عفو نمود و مقرر فرمود كه به سر كارش برود . در 1311 لقب ذكاء الملك به او داده شد و در 1314 مؤسس و نويسندهء روزنامه تربيت شد كه